ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
سلام دوستان عزیز
این نظر یکی از بازدید کنندگان عزیز در مورد عکس پایینی است
قضاوت این هم با شما
سلام
اقا اگر میخواهی تبلیغ دین کنی این رسمش نیست چون اگر کار بدی کردند که تو داری شهری میکنی ما شیعه ها رو اگر هم نه که هیچی
اینها که تو ایران نیستند ممکنه هر مذهب و دینی هم باشند اصلا میدونی قمه زدند یا رنگ ریختند رو سرشون
مولای تو امام حسین با تو مشورت کرده که این طور خوبه یا بده
فقط مولای تو است
مال اون ها نیست
می دونی که این کارت کمک به وهابی ها است اونها دنبال این عکس هستند که بگویند که شیعه ها این طور هستند
تو که نمیتونی چیزی رو ثابت کنی اقلا اب تو اسیاب اونها نریز
با دشمنهای امام حسین نشو
حالا بزار اینها هم جزو دوستان امام حسین بشوند یا نشوند به ما چه ربطی داره
توی روایات ما شیعه ها اگر شما یه سرک بکشی میبینی که از امام می پرسن که ایا مومن زنا میکنه میگه بله میگه گناه میکنه میگه بله اما یه چیز رو انجام نمی ده و اون بی ولایتی به ایمه
متاسفانه الان دوره زمونه ای شده که هر چی دوست داشت جوری حرف میزنه که 14 معصوم هر شب در گوشی باهاشون صحبت میکنند
اگ اقای خامنه ای گفته که قمه زنی حرام است یک المه از مراجع دیگه گفته اند که حلاله حال شما خوشت نمیاد من هم همینطوره اما لازم نیست شما برای دین دل بسوزونی
اون مولای ما هم خودش می دونه کی رو شفاعت کنه کیو نه
به من و تو چه ربطی داره
راست میگی دوتا کلمه یاد بگیر به جوونا یاد بده نرند سراغ وهابیها و بهاییها
موفق باشی
خودتان قضاوت کنید
آیا مولایم اباعبدالله این چنین خواسته است
پیشایش فرارسیدن عاشورای حسینی و شهادت اباعبد الله الحسین را به همه مسلمانان جهان تسلیت عرض مینمایم
غلام حلقه به گوش
ای شاهباز عرصه ملک ولا حسین
وی شهسوار معرکه کربلا حسین
هم چشمه حقایق و آیینه ازل
هم کشتی نجات و چراغ هدي حسین
پرورده ي پیمبر و دامان فاطمه
پوینده ي طریقت شیر خدا حسین
محنت زدای سینه ي محزون عارفان
نزهت فزای بزم گه کبریا حسین
گنجینه دار مخزن عرفان و معرفت
شیرازه بند دفتر مهر و وفا حسین
در منزلت کمال و جمال محمدی
در مرتبت تجلی حی علا حسین
فرمان روای ملک و ملک، شاه رزم و بزم
مسند نشین کنگره ي ماسوا حسین
بر پهنه ي زمین و زمان صاحب لوا
بر کشتی سماک و سمک ناخدا حسین
بنهاده سر به بالش الا شب الست
بگشوده تا دریچه اقلیم لا حسین
سلطان اهل معرفت و پیر سالکان
دریای فضل و بحر سخا و عطا حسین
شهزاده ای که خاک درش توتیاست کیست ؟
جز شیر مرد قافله ي نینوا حسین !
موسی به بزم طور تو مبهوت جلوه ایست
ای پرتو رخت لمعات بقا حسین
شرح حدیث عشق تو گفتن خطاست لیک
ما را عنایت تو بود رهنما حسین
بنواز یا به مهر و بکش یا به قهر خویش
(( دانش )) غلام حلقه به گوش است یا حسین
پاینده باد دولت عز و جلال تو
ای شیر زاده ي حرم مرتضی حسین
توحيد و معرفت از منظر مولا علي
· سرآغاز دين شناخت خداست و كمال شناخت باور داشتن او ، و درست باور داشتن او اعتراف به يگانه بودن او و اعتراف به يگانگي او ، خالص نمودن اطاعت اوست و كمال اخلاص او ، نفي تمام صفتها از اوست
· و گواهي ميدهم كه خدايي نيست جز خداي يكتا و يگانه ، كه بي شريك و بي همتاست ، آغاز و اول است و قبل او چيزي نيست ، و آخر است و نهايتي براي او نيست ، نه پندارها براي او صفتي ميدانند و نه عقلها اثبات چگونگي او را مي توانند.
· برتر و بزرگ است خدايي كه انديشه هاي ژرف نگر ، حدس زيركي ها به حقيقت شناخت او نرسد ، ابتدا و آغاز است كه آخر و نهايتش نيست تا به آخر برسد و آخري ندارد تا سپري شود
· سپاس خدايي را كه بوده و هست پيش از آنكه كرسي يا عرش يا آسمان يا زمين يا پري يا انسان پديد آمده است . نه خيال درك او را تواند و نه فهم اندازه او بداند . نه پرسش كننده اي او را از كار متوقف كند و نه عطا خواهنده اي در خزانه اش كاستي پديد آورد . بدون ديده بيناست و نميتوات گفت كه كجاست . با همتاي وصف نگردد و با تمرين نمي آفريند . حواس نتواند او را درك كند و را با مردم نتوان سنجيد.
· اوست خدايي كه يگانه است نه به شمارش ، و جاودان و به خود پايدار است ، برپاست نه با نگهدارنده اي ، ذهنها او را ميشناسند و به درك او نرسند ، هر جا به وجود او شهادت دهد بدون آنكه در آن باشد.
· بي همتايش ندانسته كسي كه براي او چگونگي و كيفيت بپندارد ، و به حقيقت او نرسيده است كسي كه براي او همانند و همتايي بپندارد، و به او نپرداخته كسي كه او را به چيزي مانند كند ، و قصد او نكرده كسي كه به او اشاره كند يا به خيالش آورده باشد.
· بدان آي فرزندم ! اگر خدايت شريكي داشت پيامبرانش نزد تو مي آمدند و نشانه هاي سلطنت و قدرت او را مي ديدي و از رفتار و صفتهايش آگاه مي شدي ، ليكن او خدايي است يكتا چنان كه خود ، خويش را وصف كرده است.
· حقيقت توحيد آن است كه خدا را در وهم و خيال نياوري . اقرا به يگانگي خداوند ، زنده كننده جان است ، هر كه خدا را شناخت او را يكتا بداند ، و آنكه خدا را يكتا بداند او را به خلق تشبيه و همانند نكند.
· عرفت الله سبحانه بفسخ العزائم و حل العقود و نقض الهمم
من خداوند سبحان را از اين راه شناختم كه تصميمها را بر هم ميريزد و پيمانها را ميگسلد و همتهاي سخت را در هم ميشكند.
جلوه هاي حكمت گزيده موضوعي كلمات امير المومنين علي عليه السلام
سيد اصغر ناظم زاده قمي
اكنون كربلا ملك من است
شيخ بهايي عليه الرحمه در كشكولش آورده است كه امام حسين عليه السلام وقتي كه وارد زمين كربلا شد فرمان داد تا طايفه بني اسد كه مالك كربلا بودند ، حاضر شوند . پس از مذاكراتي كه صورت گرفت چهار ميل در چهار ميل و به روايتي شش فرسخ به شصت هزار درهم از آنان خريداري كرد و سند مالكيت را حضرت عباس عليه السلام نوشت و پس از پرداخت قيمت فرمود اكنون زمين كربلا ملك من است و شما ها در اين جا به زندگي خود ادامه دهيد به شرط آنكه در روز دوازدهم محرم بياييد و كشته هاي ما را دفن نمائيد و آگاه باشيد كه بعد ها از اطراف جهان به اين مكان مي آيند و سه روز آنان را استقبال و مهمان نوازي كنيد و چون خواستند مراجعت كنند آنان را بدرقه نماييد.
اربعين حسينيه ص 37
فرهنگ عاشورا ص 398
حاجت خود را به هر كس مگو
نقل شده است كه مردي از انصار پيش امام حسين عليه السلام آمد و خواست از آن حضرت چيزي درخواست كند . امام فرمود اي برادر انصاري : حيثيت و وجهه خود را از حقارت سئوال حفظ كن و خواسته خود را در نامه اي بنويس و پيش من بياور ، اميد است كه تو را ارشاد كنم . مرد انصاري نوشت : به فلان كس پانصد دينار مديونم و با اصرار از من ميخواهد به او التماس كردم به من مهلت دهد ، اما او نميپذيرد . امام نامه را خواند و وارد منزل شد ، يك كيسه طلاي هزار ديناري براي او آورد و فرمود : پانصد دينار براي اداي دين تو و بقيه را در زندگي خود مصرف كن و حاجت خود را به هر كس مگو مگر سه طايفه:
صاحب دين ، صاحب مروت و صاحب حسب
تحف العقول ص ۶۰۹
سفینه البحار جلد ۱ ص ۶۰۹
خدايم را وصف ميكنم
گروهي در مسجد نشسته اند ، ابن عباس براي آنان سخن ميگويد . در اين هنگام نافع فرزند ازرق از جاي برميخيزد و چنين ميگويد : اي عباس ، براي مردم از كوچكترين مسائل حتي از مورچه و ... صحبت ميكني و فتوا ميدهي ، اما براي من از خدايي كه مي پرستي بگو و اوصافش را براي من بيان كن ؟ ابن عباس سخن او را بزرگ ميدارد و در سكوت فرو مي رود . مدتي خاموش مي ماند . حسين بن علي عليه السلام كمي آن طرف تر نشسته است و به آنچه مي گذرد مي نگرد . لحظاتي گذشته و سكوت ابن عباس طولاني مي شود .
آن گاه امام ميفرمايد : اي نافع نزد من آي تا پاسخت را بگويم.
نافع با بي اهميتي نابخردانه مي گويد : من از تو سئوال نكردم ! ابن عباس لب به سخن مي گشايد و رو به نافع مي گويد : اي فرزند ارزق او حسين بن علي از اهل بيت پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله است . اينان وارث علم الهي اند . پاسخ همه ي سئوالات تو نزد اوست.
سپس حسين بن علي عليه السلام ميفرمايد:
اي نافع هركس دينش را بر پايه قياس بنا نهاد ، پيوسته عمرش در اشتباه مي گذرد و از آيين و روش خدا روي بر مي تابد و به سوي گژي و انحراف رهسپار ميشود و سخن ناپسند ميگويد.
اي فرزند ازرق اكنون خدايم را آن گونه كه خود ، خويشتن را ستوده است ، توصيف ميكنم و او را آن گونه كه خود خويشتن را شناسانده است ، معرفي ميكنم .
خدا با حواس ظاهري ادراك نميشود ، با مردم مقايسه نميشود و مشابهت دادن مردم و خدا صحيح نيست . خدا نزديك است اما نزديكي او مانند نزديكي دو جسم به يكديگر نيست كه اشيا به يكديگر مي چسبند . خدا دور است اما اين دوري براي او نقص نيست و به معناي عدم دسترسي نيست يگانه است و هيچ گونه تجزيه اي بر نميدارد به خاطر آيات و نشانه هايش شناخته ميشود و ويژگيهاي او ، از راه مظاهرش شناخته ميشود ، جز او الهي نيست كه بزرگ ترين مرتبه از آن اوست
سخنان آن بزرگوار دل نافع را تكان ميدهد و قلب او را روشن ميكند . چند قطره اشك از چشمان نافع سرازير مي شود و اظهار عجز ميكند »: اي حسين مرا ببخشاي سخنت چه زيبا و انديشمندانه است.
نفي همانند پنداري
امام حسين عليه السلام ميفرمايد :
اي مردم خدا را همانند خود مپنداريد از آنان كه خدا را همانند خود مي پندارند دوري گزينيد ، زيرا گفتارشان همانند گفتار كافران است كه از دين خارج شده اند ، بلكه او خدايي است كه چيزي همانندش نيست و او شنواي بيناست . يگانگي و جبروت را ويژه خود ساخته و مشيت ، اراده ، و علم خود را بر همه چيز جاري ساخته است .
بي همتا ، بدون ضد ، بي همنام
در هيچ كاري از امور خويش ، ناسازگار و ستيزه جو ندارد و برايش همتايي نيست تا با او برابري كند و ضدي ندارد تا با وي به كشمكش بپردازد . همنامي ندارد تا با او مشابهت كند و مانندي ندارد تا با او همساني بورزد . حالات گوناگون بر او جريان نمي يابدو حوادث بر او فرو نيايد . هيچ بيانگري نمي تواند ژرفاي عظمتش را باز گو كند ، بلنداي جبروتش بر هيچ دلي خطور نمي كند ، زيرا براي او در ميان اشيا نظيري يافت نمي شود .
فراتر از همه
او در همه چيز هست نه آنگونه كه حد بپذيرد و از هر چيز جداست نه آن گونه كه از اشيا پنهان شود آن كه ضدي دارد يا همانندي با او برابري مي كند تواناي مطلق نيست . قديم بودن او در روزگار نيست تا در زمان بگنجد . او آن چنان در اوج احاطه است كه از عقول و انديشه ها پنهان است . از ديده ها پنهان و در پرده ، از اهل آسمان و زمين محجوب است . در عين نزديكي و دوري ، مكاني ندارد ، بلكه نزديك شدن به او به خاطر گرامي داشتن اوست و دور ماندن از او به سبب اهانت به اوست.
رواق مهر بر كرانه اي از انديشه تابناك حسين بن علي عليه السلام
سيد احمد علي حسيني
تقدیم به مولای آخر الزمان
مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف
نگاه مسیحایی
من عاشق ملاحت و زيباييم هنوز
در شهر بند عشق تو سودائیم هنوز
چون آفتاب جلوه کن از پشت ابرها
من عاشق تجلی زیبائیم هنوز
برخیز ، دردمند توأم مرهمی بیار
بنشین که زخم خورده تنهائیم هنوز
باور مکن که دیدم و از یاد بردمت
مشتاق خط و خال تماشائیم هنوز
گر دور گشتم از تو گمان خطا مکن
آنجا که هست نام تو آنجائیم هنوز
بیهوده در هوای تو مجنون نگشته ام
دست از دلم بدار که لیلائیم هنوز
من عازر شکسته دلم ، زنده کن مرا
محتاج یک نگاه مسیحائیم هنوز
در عمر خویش روي نپيچيدم از بلا
در اول مراحل شیدائیم هنوز
طوطي صفت اگر چه لب از نطق بسته ام
مشهور عالمي است شكر خاييم هنوز
از حلقه کمند تو چون بگذرم؟ که من
در بند گیسوان چلیپائیم هنوز
خواندم حدیث عشق خود از غمزه هاي تو
( دانش ) پژوه دفتر دانائیم هنوز